روز سرنوشت

فردا روزی هست که داستان زندگی من و فرشید به هم گره می خوره. از فدا هست که من و فرشید تقریبا هر روز با هم ارتباط داریم....

امروز با فرشید صحبت کردم فردا چک داره هنوز یه کم کم داره . میگه برای اینکه بره یه مغازه دیگه باید این ماه دوازده ملیون بفروشه ... یعنی بدون شرح

ارم شده امید دادن بهش و دعا کردن. یکی باید باشه که به فکر من بدبخت هم باشه. ای خدا چقدر خستمه

این چند روز

این چند روزو دارم مینویسم

۱- بالاخره یکی یاد ما افتاد دیشب خونمون زنگ زده که برای من میخوان بیان خواستگاری!!!!!!

۲- کارای کارخونه خوب پیش میرن خدا رو شکر. درسته یه کم ناراضیم ولی ناشکر نیستم.

۳- فرشید این روزا همش ناراحته یعنی اگه یه بار خوشحال باشه ۹ بارشو ناراحته نمی دونم چشه. گفت کم مونده پول چکشو جور کنه . میگه همسایه بغلیمون علیه من بنر زده.

۴- من هم فیل شدم!!!! واقعا که خوبه مکالممون کم شده وگرنه با این ورشکستگی نمی دونم چیکار باید می کردم!

5- خالم دخترخاله بیچارمو تنها گذاشت برگشت شهرشون.

6- کمرم درد میکنه باید برم. نمازام باز می مونن باید برم حموم

۷- دیگه کم کم از فرشید می افتم با این اخلاق گندش! درست خوبی داره ولی بدیاش هم زیاده هم غیرقابل تحمل خیلی خستم کرده. اه! دیگه کمتر بهش فکر میکنم و میخوام کمتر هم فکر کنم. دیگه نیازی به شوهر حس نمی کنم فعلا که کار می کنم اونم با ده تا مرد برا خودم یه مردی شدم دیگه تحمل ندارم تا کی غصه فرشیدو بخورم دیروز یه دقیقه هم وقت نذاشت باهاش حرف بزنم سه هفته است شارژ نگرفته. همه چیو به روی آدم نمی گن که

۸- قراره سایت یکی دیگه رو آپ کنم. با این وضع!

تو چیکار کردی...

زندگی می گذرد

روزگارم بد نیست خوب هم نیست. روزهایم مثل ابرها میگذرند و من هنوز نتوانسته ام تغییر کنم! راستی نتونستم شیر بخورم حالم از بوش به هم خورد نمی دونم مردم چه جوری می خورن. فرشید این روزا سرش شلوغه گفته برام دعا کن باهام مهربونتر شده البته حس می کنم. دیگه زیاد بهش اعتماد ندارم گرچه بازم دوسش دارم مثل قبل. راستش اول نمی خواستم براش دعا کنم چون وقتی سرش شلوغه بهم محل نمی ذاره ولی بعد عشق بهم اجازه نداد دعاش نکنم. اتفاقا کلی میخوام دعاش کنم هر چه بادا باد!

راستی بهم گفته اگه تا عید خوب بفروشه و مغازه قراردادشو ببنده منو می بره مشهد. دلش خوشه نه؟!

اه سایت داداشم که من آپش میکردم فیل شد! چیزی نداشتا حالا برگرده چی میخوام جوابشو بدم!!

تغییر

 

تصمیم گرفتم تغییر کنم. نه به خاطر خودم به خاطر فرشیدم به خاطر اینکه با تمام خوبی ها و بدیها بازم دوسش دارم. خدایا کمک کن به امید تو و با توسل به ائمه بزرگوار

راستی دارم قرارداد ۵۰هزار تومنی برای تبلیغ می بندم - برای وبلاگم- نمی دونم چرا بازدیدیم خیلی افت کرده

کجاشو دیدی؟!!!!!!

کارشو خوب بلده! از دلم درآورد گرچه دلم شکسته... دارم فکر میکنم چه طور تغییر کنم! میگم تو حسن از من دیدی یا همش بد بود اولش گفت خوبی ازت ندیدم ولی بعد گفت نمی گم تا مغرور نشی! نمی دونم تا کی باید از دست این دل آواره باشم! راستی امروز سر کار به خاطر حرفای فرشید آش خوردم اه بد مزه بود! قدم اوله کلی کار دیگه هم دارم

شب شهادت امام رضا

سلام امام رضا

می بینی که خستم داغونم. دلم ازت گرفته داستان عشق من و فرشید از داستان خواب دیدن فرشید از شما و زیارت شما شروع شد یه نیرویی منو به طرفش جذب کرد حس می کردم شما می خواین من خوشبخت بشم بیام پیشتون اما حالا می بینم اینطور نبود. مثل کبوتری هستم که توی قفس زندونیم اجازه نمی دن بیام دیدنتون. آقاجون کی این قفس باز میشه. آقاجون امشب اومدم شکایت بهتون پناه اوردم میخوام ضامنم بشین. هیچی هم ندارم یه آدم گنهکار و شرمندم از در خونتون ردم نکنید. خدا حرفمو گوش نمی ده آخه چقدر اصرار و دعا خستمه. آقاجون من آبروم پیش فرشید رفته نه می تونم ترکش کنم نه می تونم باهاش بمونم چی میشه امشب بیاین به خوابم دستتونو بکشین به سرم چی میشه آقاجون. دوست دارم خودم بیام پیشتون اما تا حالا قسمت نشده. خستمه امشب دوباره آرزوی مرگ می کنم می دونم گنهکارم با مردنم مستقیم منو می برن جهنم ولی دوست دارم خدا رو حس کنم من از این دنیا بریدم. آقا امام رضا تو رو به حق این شب عزیز به حق فرزند عزیزتون امام مهدی ادرکنی..........

 

ازت متنفرم

امروز با فرشید بدجوری دعوا کردیم . واقعا از ته دل ازش متنفر شدم. میخوام خوب فکرامو بکنم اونقدر عصبانیم که نمازمم نخوندم دارم تو اتاق یخ می زنم سرد نیست ولی انگار فشارم افتاده. می دونستم مثل بقیه پسرا و مرداست. اونروز که اومده بود همش عجله داشت میتونستم حدس بزنم ازم خوشش نیومده. حالم ازش به هم میخوره میخوام فکرامو بکنم میخوام فراموشش کنم میخوام بره کسی که شل نیست کسی که باشگاه می ره کسی که به دردش میخوره رو پیدا کنه . آره من اشتباه کردم داروندارمو خرجش کردم از شکم خودم بریدم از دنیا و آخرتم گذشتم فقط برام مهم بود فلان چیزو براش بخرم.دعا کنم مریض نباشه دعا کنم پول براش فراهم باشه. برا خودم نتونستم روسری بگیرم لباس بگیرم تا برای آقا شیرینی بگیرم حتی یه کرم ضد آفتاب نتونستم برا خودم بگیرم ... اوف فرشید اوف.... فرشید من گدای محبت نیستم آره شاید تا حالا هیچ پسری از من خوشش نیومده شاید درست حدس زدی که من خواستگار نداشتم ولی برای خودم کسی هستم. برای خودم شخصیت دارم دوستم نداشتی رک و پوست کنده میگفتی ازت خوشم نیومد برو باشگاه و غذاتو درست کن و خودتو تو آینه دیدی و شل هستی و تو هم مثل بقیه دخترایی و تو غلط می کنی و... همش بهانه است میگی چون برام مهمی این حرفو می زنم تا میخوام ازت انتقاد کنم عصبانی میشی. آره من زشت من بد تو خودت خداییش مشکل نداشتی؟! چرا تو تبریز بهم نگفتی بی معرفت. لیاقت تو همون دختره بود که براش بمیری اونم بدونه چه جوری باهات رفتار کنه.چه اشتباهی کردم باهات دوست شدم پشیمونم آره میخوام خوب فکرامو کنم دیگه متنفر شدم ازت. همیشه میگفتی قیافه برات مهم نیست ولی بود. آره من رژ لب نزده بودم تا به چشم تو لبام خوشگل به نظر بیاد اون دخترم حق داشت بگه من اینم. آره فرشید همونطور که من تو رو اینجوری قبول کرده بودم دوست داشتم تو هم منو همینطور که هستم قبول کنی. وای خدا چرا منو نمی کشی بدتربن لحظه زندگیمه خدا کجایی که دارم می میرم! فرشید به قول خودت من شلم نمی دونم چه جوری کفش پام می کنم آستینمو نمی کشم ولی هرکیم منم خدایی دارم تو که هی دلمو میشکونی تو که همش به فکر خودتی تو به فکر کاراتی حتی اومدی تبریز یه قرون خرج نکردی هیچ یه چیزی هم گذاشتم تو جیبت تا دست خالی برنگردی. خدا چرا داری این بلا رو به سرم می آری؟! به فرشید گفتم تو که دختر خوشگل میخواستی چرا نرفتی از شهر خودتون که به قول خودت خوشگلترین دخترا رو داره انتخاب کنی وای که چه از چشمم افتادی انگار دارم خواب می بینم مرضیه کجایی که حالمو ببینی کجایی که دلداریم بدی! خدا من چقدر تنهام. فرشید به خاطرت شش ماه زیارت عاشورا خوندم چقدر صلوات نذر کردم چقدر از لحظات زندگیمو به پای تو سوزندم که آخرش بگی ما که معلوم نیست به هم برسیم. لعنت به تو  و  لعنت به شانس بد من. فکر می کردم با اخلاقم با محبتام بتونم بهت بفهمونم اگه قیافه انچنانی ندارم در عوض دلم خیلی بزرگه من که از اول گفته بودم قیافم خوب نیست چرا دروغ گفتی برات ثابت شده قیافه ارزشی نداره.فرشید انگار یه همچین روزی رو می دیدم. هنوز پررو به من میگه چی بهت گفتم مگه اینایی که گفتم بدن چه سودی برام دارن؟! میگه می دونی چه آشغالی داری می خوری؟! میخواستی بهم بگی گه ولی شاید خجالت کشیدی گفتی فحش می دم بهت. آره من مقصرم که از بس پشت کامپیوتر نشستم پشتم خم شده دور چشام سیاه شده منو ببخش برا اینکه نتونستم یه فریم خوشگل برا عینکت بگیرم تا به چشم تو خوشگل بیام آخه پولامو یا میدم شارژ یا برات پیرن و جوراب و شیرینی و کتاب گرفتم دستم خالی بود. من ازت در عوض چی میخواستم فقط میخواستم بذاری روزی ده دقیقه صداتو بشنوم همین. هیچ وقت نگفتم بیا خواستگاریم برام چیزی بگیر خدا شاهده. فرشید توقع من ازت خیلی زیاده عوض اینکه نازمو بکشی میگی اگه پشیمونی تمومش کن ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست. اره میخوای من تموم کنم ولی باعثش خودتی چرا خودت تموم نمیکنی؟! فرشید میخوام باهات اتمام حجت کنم اگه دیگه سراغمو نمیگیری اگه برام درد سر نمی شی میخوام ترکت کنم تا بری اونی که شل نیستو پیدا کنی. منم خدا بزرگه یکی بالاخره پیداش میشه که به خاطرم بمیره نشه هم مشکلی نیست دیگه هیچی برام مهم نیست بدجور غرورمو شکوندی. دیگه دوستت ندارم. حیف که ارزش و لیاقت این همه عشقو نداشتی. واقعا برات متاسفم که قدرمو ندونستی یه روزی میرسه که حسرت داشتن منو میخوری....

 خدایا کمکم کن

غریبه آشنا

خدایا این چه دردی است که مرا به ان مبتلا کردی. روزهاست که شنیدن صدای فرشید برایم حسرت شده هرقدر که او دوست دارد خداحافظی کند من مشتاقم صدایش را بشنوم. خدایا اعتراف میکنم به پرستو حسودیم میشود چرا که فردی مثل فرشید با این همه غرور و سردی را مثل موم در دستانش نرم کرد. کسی که هنوز هم در قلب فرشید است کسی که جای مرا او در قلب فرشید پرکرده. گرچه فرشید قبول نمیکند... اه ای خدا چه غریبانه شبی است امشب و چه دلگیرم من از این زندگی. امیدوارم برخلاف ظاهر سیاه فرشید او باطن سفیدداشته باشد همان طور که با دیدن شناسنامه و کارت خدمتش خیلی چیزها برایم رووشن شد و متوجه صداقت فرشید شدم.

کاش اهل وفا باشی

فرشید جان با وجود اینکه نمیخوام انرژی منفی بدم تقریبا با دیدنت مطمئن شدم که تو اهلش نیستی. خوب دوست داری جا بزنی دو سه بار گفتی هروقت موقعیت ازدواج داشتی ازدواج کن میگی به خاطر خودت میگم ولی تا ته قلبمو با این حرفت می سوزونی. چقدر آسونه برا تو گذشتن از یک عاشق دلخسته بیچاره مثل من! اه بازم گریه کردم مامان باز گیر میده... فرشید آرزو می کنم هیچ دختری اول عاشق پسری نشه چرا که من تجربه کردم و طعمشو چشیدم. بعد از یک سال این حقش نبود...............

روزای خوب زندگی

فرشید رو ۸بهمن دیدم.

از ۲بهمن می رم سرکار. تو کارخانه کابل دیگه آرزوی بزرگی ندارم گرچه دلم میخواد به فرشید برسم سلامت باشیم و در کارم پیشرفت کنم. خدایا تو را شکار به خاطر این همه لطف که در حقم روا می داری و این بنده ناسپاست را به خاطر عظمت فرشتگانت ببخش.

ایشالا تو یه فرصت مناسب همه چیزو توضیح میدم. فعلا تاریخاشو نوشتم یادم نرن.

راستی فرشید بعد دیدنم مهربونتر شده شاید دوباره برگرده و مثل قبل بشه. می گفت چرا لبات خشک شده بودن خیلی وروجکه وقتی دید چیزی نگفت ضمنا نگاه هم نمی کرد نفهمیدم کی دیده!