امروز با فرشید بدجوری دعوا کردیم . واقعا از ته دل ازش متنفر شدم. میخوام خوب فکرامو بکنم اونقدر عصبانیم که نمازمم نخوندم دارم تو اتاق یخ می زنم سرد نیست ولی انگار فشارم افتاده. می دونستم مثل بقیه پسرا و مرداست. اونروز که اومده بود همش عجله داشت میتونستم حدس بزنم ازم خوشش نیومده. حالم ازش به هم میخوره میخوام فکرامو بکنم میخوام فراموشش کنم میخوام بره کسی که شل نیست کسی که باشگاه می ره کسی که به دردش میخوره رو پیدا کنه . آره من اشتباه کردم داروندارمو خرجش کردم از شکم خودم بریدم از دنیا و آخرتم گذشتم فقط برام مهم بود فلان چیزو براش بخرم.دعا کنم مریض نباشه دعا کنم پول براش فراهم باشه. برا خودم نتونستم روسری بگیرم لباس بگیرم تا برای آقا شیرینی بگیرم حتی یه کرم ضد آفتاب نتونستم برا خودم بگیرم ... اوف فرشید اوف.... فرشید من گدای محبت نیستم آره شاید تا حالا هیچ پسری از من خوشش نیومده شاید درست حدس زدی که من خواستگار نداشتم ولی برای خودم کسی هستم. برای خودم شخصیت دارم دوستم نداشتی رک و پوست کنده میگفتی ازت خوشم نیومد برو باشگاه و غذاتو درست کن و خودتو تو آینه دیدی و شل هستی و تو هم مثل بقیه دخترایی و تو غلط می کنی و... همش بهانه است میگی چون برام مهمی این حرفو می زنم تا میخوام ازت انتقاد کنم عصبانی میشی. آره من زشت من بد تو خودت خداییش مشکل نداشتی؟! چرا تو تبریز بهم نگفتی بی معرفت. لیاقت تو همون دختره بود که براش بمیری اونم بدونه چه جوری باهات رفتار کنه.چه اشتباهی کردم باهات دوست شدم پشیمونم آره میخوام خوب فکرامو کنم دیگه متنفر شدم ازت. همیشه میگفتی قیافه برات مهم نیست ولی بود. آره من رژ لب نزده بودم تا به چشم تو لبام خوشگل به نظر بیاد اون دخترم حق داشت بگه من اینم. آره فرشید همونطور که من تو رو اینجوری قبول کرده بودم دوست داشتم تو هم منو همینطور که هستم قبول کنی. وای خدا چرا منو نمی کشی بدتربن لحظه زندگیمه خدا کجایی که دارم می میرم! فرشید به قول خودت من شلم نمی دونم چه جوری کفش پام می کنم آستینمو نمی کشم ولی هرکیم منم خدایی دارم تو که هی دلمو میشکونی تو که همش به فکر خودتی تو به فکر کاراتی حتی اومدی تبریز یه قرون خرج نکردی هیچ یه چیزی هم گذاشتم تو جیبت تا دست خالی برنگردی. خدا چرا داری این بلا رو به سرم می آری؟! به فرشید گفتم تو که دختر خوشگل میخواستی چرا نرفتی از شهر خودتون که به قول خودت خوشگلترین دخترا رو داره انتخاب کنی وای که چه از چشمم افتادی انگار دارم خواب می بینم مرضیه کجایی که حالمو ببینی کجایی که دلداریم بدی! خدا من چقدر تنهام. فرشید به خاطرت شش ماه زیارت عاشورا خوندم چقدر صلوات نذر کردم چقدر از لحظات زندگیمو به پای تو سوزندم که آخرش بگی ما که معلوم نیست به هم برسیم. لعنت به تو  و  لعنت به شانس بد من. فکر می کردم با اخلاقم با محبتام بتونم بهت بفهمونم اگه قیافه انچنانی ندارم در عوض دلم خیلی بزرگه من که از اول گفته بودم قیافم خوب نیست چرا دروغ گفتی برات ثابت شده قیافه ارزشی نداره.فرشید انگار یه همچین روزی رو می دیدم. هنوز پررو به من میگه چی بهت گفتم مگه اینایی که گفتم بدن چه سودی برام دارن؟! میگه می دونی چه آشغالی داری می خوری؟! میخواستی بهم بگی گه ولی شاید خجالت کشیدی گفتی فحش می دم بهت. آره من مقصرم که از بس پشت کامپیوتر نشستم پشتم خم شده دور چشام سیاه شده منو ببخش برا اینکه نتونستم یه فریم خوشگل برا عینکت بگیرم تا به چشم تو خوشگل بیام آخه پولامو یا میدم شارژ یا برات پیرن و جوراب و شیرینی و کتاب گرفتم دستم خالی بود. من ازت در عوض چی میخواستم فقط میخواستم بذاری روزی ده دقیقه صداتو بشنوم همین. هیچ وقت نگفتم بیا خواستگاریم برام چیزی بگیر خدا شاهده. فرشید توقع من ازت خیلی زیاده عوض اینکه نازمو بکشی میگی اگه پشیمونی تمومش کن ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست. اره میخوای من تموم کنم ولی باعثش خودتی چرا خودت تموم نمیکنی؟! فرشید میخوام باهات اتمام حجت کنم اگه دیگه سراغمو نمیگیری اگه برام درد سر نمی شی میخوام ترکت کنم تا بری اونی که شل نیستو پیدا کنی. منم خدا بزرگه یکی بالاخره پیداش میشه که به خاطرم بمیره نشه هم مشکلی نیست دیگه هیچی برام مهم نیست بدجور غرورمو شکوندی. دیگه دوستت ندارم. حیف که ارزش و لیاقت این همه عشقو نداشتی. واقعا برات متاسفم که قدرمو ندونستی یه روزی میرسه که حسرت داشتن منو میخوری....

 خدایا کمکم کن