شب قدر

خدایا من از شر  شیاطین رانده شده و انسانهای رانده نشده به تو پناه می برم. خدایا حال مرا هیچ کس به خوبی تو نمی داند... خداوندا مرا ببخش و تنهایم مگذار. خدایا امشب شب قدر هست تو رو به خداوندیت قسم صدای مرا تا آسمانها ببر ناله های را بشنو قلب شکسته ام را ببین و به من رحم کن. خدایا من از این دنیای کثیف خسته ام. به من صبر عطا کن و خودت یاریم کن بتوانم تحمل کنم تا زمانی که به سوی تو برگردم. خدایا چه میشود که صدای من خسته ناتوان را بشنوی. خدایا به حرمت امشب یک لحظه هم به این بنده ناتوانت توجه کن. به درد دل هایم گوش کن خدایا من خیلی تنهام تنهاترم نذار

امروز - عاشورا

امروز عاشورا بود. خیلی روز خوبی از نظر معنوی برام بود منی که از معنویت انقدر فاصله گرفته ام. تصمیم گرفتم اگه خدا بخواد برای یک سال هم که شده نمازمو سبک نگیرم. خدایا کمکم کن.

دیشب یکی مزاحمم میشد فحش نوشتم براش بیخال شد. احتمالا اون عوضی بود.

امروز نوید رو دیدیم. چقد شکسته شده بود. دلم براش سوخت بااینکه واقعا نباید دل براش بسوزه. چاق و افتاده شده بود و پیر. مژگان خیلی ناراحت شد اونو دید. خدایا واقعا ما کجای عالمیم. رحم کن به ما. خدایا ما رو از این دنیا و وابستگی هاش رها کن.

امیدوارم یه روزی اگه عمری بود بین الحرمین رو ببینم . بعد از اینکه رفتم مشهد چرا که نه برم امام حسینمو رو زیارت کنم. خدایا این آرزو رو بر دلم مگذار

شب شهادت امام رضا

سلام امام رضا

می بینی که خستم داغونم. دلم ازت گرفته داستان عشق من و فرشید از داستان خواب دیدن فرشید از شما و زیارت شما شروع شد یه نیرویی منو به طرفش جذب کرد حس می کردم شما می خواین من خوشبخت بشم بیام پیشتون اما حالا می بینم اینطور نبود. مثل کبوتری هستم که توی قفس زندونیم اجازه نمی دن بیام دیدنتون. آقاجون کی این قفس باز میشه. آقاجون امشب اومدم شکایت بهتون پناه اوردم میخوام ضامنم بشین. هیچی هم ندارم یه آدم گنهکار و شرمندم از در خونتون ردم نکنید. خدا حرفمو گوش نمی ده آخه چقدر اصرار و دعا خستمه. آقاجون من آبروم پیش فرشید رفته نه می تونم ترکش کنم نه می تونم باهاش بمونم چی میشه امشب بیاین به خوابم دستتونو بکشین به سرم چی میشه آقاجون. دوست دارم خودم بیام پیشتون اما تا حالا قسمت نشده. خستمه امشب دوباره آرزوی مرگ می کنم می دونم گنهکارم با مردنم مستقیم منو می برن جهنم ولی دوست دارم خدا رو حس کنم من از این دنیا بریدم. آقا امام رضا تو رو به حق این شب عزیز به حق فرزند عزیزتون امام مهدی ادرکنی..........

 

شب غدیر

امشب شب غدیر هست. شبه عیده

می ترسم مثل دفه قبل بابا بیاد دعوا کنه آخه دیره! زیاد نمی نویسم. با فرشید حرف می زدم یهو حالش بد شد فکر کنم مسموم شده نگرانشم. نتونستم لغت زبان بخونم رفتیم با خواهرم پالتو نگاه کردیم البته فقط نگاه کردیم. حوصله ندارم به خاطر فرشید حالم بد جور گرفته شد.