شب شهادت امام رضا
سلام امام رضا
می بینی که خستم داغونم. دلم ازت گرفته داستان عشق من و فرشید از داستان خواب دیدن فرشید از شما و زیارت شما شروع شد یه نیرویی منو به طرفش جذب کرد حس می کردم شما می خواین من خوشبخت بشم بیام پیشتون اما حالا می بینم اینطور نبود. مثل کبوتری هستم که توی قفس زندونیم اجازه نمی دن بیام دیدنتون. آقاجون کی این قفس باز میشه. آقاجون امشب اومدم شکایت بهتون پناه اوردم میخوام ضامنم بشین. هیچی هم ندارم یه آدم گنهکار و شرمندم از در خونتون ردم نکنید. خدا حرفمو گوش نمی ده آخه چقدر اصرار و دعا خستمه. آقاجون من آبروم پیش فرشید رفته نه می تونم ترکش کنم نه می تونم باهاش بمونم چی میشه امشب بیاین به خوابم دستتونو بکشین به سرم چی میشه آقاجون. دوست دارم خودم بیام پیشتون اما تا حالا قسمت نشده. خستمه امشب دوباره آرزوی مرگ می کنم می دونم گنهکارم با مردنم مستقیم منو می برن جهنم ولی دوست دارم خدا رو حس کنم من از این دنیا بریدم. آقا امام رضا تو رو به حق این شب عزیز به حق فرزند عزیزتون امام مهدی ادرکنی..........

من جای شما بودم اصلا نمی خوندم! زندگی روزمره ی خودمه. نیازی به نظر نیست. اینطوری راحت ترم.