روز سرنوشت
فردا روزی هست که داستان زندگی من و فرشید به هم گره می خوره. از فدا هست که من و فرشید تقریبا هر روز با هم ارتباط داریم....
امروز با فرشید صحبت کردم فردا چک داره هنوز یه کم کم داره . میگه برای اینکه بره یه مغازه دیگه باید این ماه دوازده ملیون بفروشه
... یعنی بدون شرح
ارم شده امید دادن بهش و دعا کردن. یکی باید باشه که به فکر من بدبخت هم باشه. ای خدا چقدر خستمه![]()

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ ساعت 21:2 توسط من
من جای شما بودم اصلا نمی خوندم! زندگی روزمره ی خودمه. نیازی به نظر نیست. اینطوری راحت ترم.