خدایا این چه دردی است که مرا به ان مبتلا کردی. روزهاست که شنیدن صدای فرشید برایم حسرت شده هرقدر که او دوست دارد خداحافظی کند من مشتاقم صدایش را بشنوم. خدایا اعتراف میکنم به پرستو حسودیم میشود چرا که فردی مثل فرشید با این همه غرور و سردی را مثل موم در دستانش نرم کرد. کسی که هنوز هم در قلب فرشید است کسی که جای مرا او در قلب فرشید پرکرده. گرچه فرشید قبول نمیکند... اه ای خدا چه غریبانه شبی است امشب و چه دلگیرم من از این زندگی. امیدوارم برخلاف ظاهر سیاه فرشید او باطن سفیدداشته باشد همان طور که با دیدن شناسنامه و کارت خدمتش خیلی چیزها برایم رووشن شد و متوجه صداقت فرشید شدم.