عکسهایی پر از خاطره
یکی از این عکسا رو که علامت زدم رو فرشید تو روزای اول آشناییمون بهم فرستاد. و من بعدنا برحسب اتفاق دوتای دیگه پیدا کردم. جالبه نه؟!

عکس بالا رو فرشید برام فرستاد![]()
و این دوتا عکس ومن پیدا کردم شانسی!!!![]()


وقتی عکس اولو فرشید برام فرستاد هنوز کامل به هم علاقمند نشده بودیم یا اون می خواست جدا شه یا من هیچ کدوممون نتوستیم و بعد دیگه تصمیم گرفتیم با هم باشیم و خودمون سپردیم دست سرنوشت یادمه فرشید میگفت نگاه کن مردم خودشونو برا شوهراشون لوس میکنن بهشون می رسن اونوقت من و تو از ناراحتی حرف می زنیم و... اگرچه خاطرات تلخی با این عکسا همراهه ولی یه نوع شیرینی خاصی و یه خاطره قشنگ تو این عکساست...
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 23:18 توسط من
من جای شما بودم اصلا نمی خوندم! زندگی روزمره ی خودمه. نیازی به نظر نیست. اینطوری راحت ترم.