روز معمولی
اینجا هوا خیلی سرده تازه از حموم اومدم بیرون عمه ام اومده بود داداشم هم که مرخصی گرفته بود برگشت. دیروز عصر رفتم پنج ورق قرص سیپرو هپتادین گرفتم. می خوام اشتهام باز بشه تا یه کم چاق تر بشم گرچه یه جا نوشته بعدا شدید اشتهاتون کم میشه ولی باید بخورم تا چاق بشم چاره ای نیست. خیلی نگرانم اگه فرشید بیاد و ازم خوشش نیاد برام خیلی بد می شه گفته اوایل بهمن میاد و ما برا اولین بار همدیگرو می بینیم ایشالا. گفته یه کافی شاپ خوب پیدا کن آخه از کجا پیدا کنم؟!!! پول هم واقعا کم آوردم از شانس من میهن بلاگ هم از صبح قاطی کرده نمی ره. انصافا خیلی دارم زحمت می کشم
. یه کم دلم گرفته کسل و بی حوصله ام همینجوری. خدا چی میشد یه کم منو خوشگل می آفریدی ناشکر نیستما ولی خوب مثل خیلی از دخترا از قیافه خودم خوشم نمیاد. حس می کنم آرایش بهم نمیاد...

+ نوشته شده در جمعه سوم دی ۱۳۸۹ ساعت 18:9 توسط من
من جای شما بودم اصلا نمی خوندم! زندگی روزمره ی خودمه. نیازی به نظر نیست. اینطوری راحت ترم.