کمی سر درد دارم سریع می نویسم. مستقیم می رم سر اصل مطلب. با مرضیه بودم رفتیم کاریابی کاغذو گرفتیم کلی گشتیم تا آدرس شرکتو پیدا کردیم اول ترسیدیم بریم تو بعد من رفتم داخل دیدم خیلی جای خوبیه فقط مسئول اون قسمت نیومده بود قرار شد وقتی اون خانم اومد باهاش حرف زدم اگه قسمت بشه برم اونجا کار کنم. خیلی خوشگل بود خیلی از اونجا خوشم اومد خدا کنه برم اونجا کار کنم . یعنی میشه؟!!!! اگه بشه چی میشه خدا! کلی نذر کردم گفتم با اولین حقوقم برا مرضیه ناهار می خرم.

 

قرار شد برا فرشید قربونش برم پیرن بخرم سایزش لارج هست. پولشو از کجا میارم خدا می دونه. آخه چقدر من جو گیر هستم اون روز هم گفتم براش آجیل می گیرم راستی فرشید گفت زودتر از اون وقتی که گفته میاد دیدنم