امروز عاشورا بود بابا کشیک بود یعنی از صبح ساعت ۶یا ۷ رفته بود. ما با خواهرم نذری که کیک بود و مامان نذرشو کرده بود پخش کردیم. عزاداری ها امسال خیلی زود تموم شد کمتر از دو ساعت تونستم عزاداری ببینیم ولی به من خیلی چسبید خدا قبول کنه. موقع برگشتن خواهرم از کارایی که قراره انجام بدم تو کارخونه برام توضیح داد. من همین جا نذر می کنم من تا یک سال کار کنم کمی وضعم خوب بشه ایشالا سه قوطی کیک عاشورای سال بعد پخش می کنم. خدایا کمکم کن تا سال بعد عاشورا در کنار عشقم فرشید باشم کمک کن تا بیشتر از این گناه نکنیم و به صورت شرعی در کنار هم باشیم خدایا تو رو به این عصر عاشورا هر چه زودتر ما رو به هم برسون و دستامونو تو دستای هم بذار و سختیهای راهمونو تو آسون کن. خدایا به قول فرشید عاقبت به خیرمون کن. آمین/ دیشب به فرشید گفتم از امام حسین خواستم یه روزی اجازه بده با تو بریم پابوسی امام حسین. آمین .  خداجون دلم چرا اینقدر روشنه انگار یه جورایی مطمئنم میشه؟! راستی دیشب صدای عزاداری محلی که فرشید رفته بود عزاداری رو ضبط کردم