... و من ناامید شدم و تصمیم گرفتم دیگه به این قضیه فکر نکنم چون واقعا به صلاحم نیست. شب ۲۹ اسفند مشهد رو تلوزیون نشون میداد ناخودآگاه اشکم در اومد گفتم یا امام رضا تو مستحقی که به در خونه ات به گدایی اومده بود رو از در خونه ات دست خالی روندی هر چند من خیلی چیزامو مدیون امام رضا هستم. خلاصه شب اومدم طرف گوشیم دیدم فرشید هست. بهم عیدو تبریک گفته بود و ازم خواسته بود ببخشمش البته با زبان اسمس . جوابشو ندادم. عید امسال خدا رو شکر خیلی خوش گذشت چون امسال خیلی مهمون نداشتیم عمه م . ن رفتن اصفهان بقیه هم باهوش قهریم دو سه نفر بیشتر نبودن. فردا قراره برم سر کار هرچند به تعطیلات طولانی مدت نیاز داشتم ولی اینم بدک نبود خدا رو شکر. خدایا در این سال جدید تقدیر منو نیکو بنویس. آمین